close
تبلیغات در اینترنت
گلچین ضرب المثل های انگلیسی بخش 22:

خانه | پست الکترونیک | آرشیو

شعر و مطالب ادبی


گلچین ضرب المثل های انگلیسی بخش 22:

گلچین ضرب المثل های انگلیسی

بخش 22:

 

When women find a fool they give him his full share.

تا زنان یک خنگ پیدا می کنند

تا که جا دارد به او جا می کنند.

 

We should not expect to find an old head on young shoulders.

نباید که بر شانه هایی جوان

سری پیر جستن توقع کنیم.

 

Do not carry water to the river.

آب را سوی رودخانه نبر.

 

He that woos a maid must come seldom in her sight,

But he that woos a widow must woo her day and night.

خواهی که دل دخترکی را ببری

دوروبر او زیاد باید نپری

خواهی که مخ بیوه زنی را بزنی

باید که در خانه اش از جا بکنی.

 

The goat must browse where she is tied.

تو همون جا که بزه بسته شده

بزه مجبوره همون جا بچره.

 

Ignorance is the mother of devotion.

جاهلیت مادر دلبستگی است.

 

Wisdom in the man, patience in the wife, brings peace to the house, and a happy life.

خرد در شوهر و در زن صبوری

به خانه آورد صلح و سروری. (هلندی)

 

Where God hath His church the devil will have his chapel.

هر جا که خداوند کلیسا دارد

ابلیس نمازخانه ای خواهد داشت.

 

To make a virtue of necessity.

از ضرورت یک فضیلت ساختن. (لاتین)

 

He that teaches himself has a fool for his master.

هرکه آموزش به خود می داده است

گیر استاد خری افتاده است.

 

He brings a staff to break his own head.

او چماقی را خودش می آورد

تا که با آن کلۀ خود بشکند.

 

A leopard cannot change its spots.

پلنگ از عوض کردن خال های تنش عاجز است.

 

Rich men may have what they will.

اغنیا هرچه را به دل دارند

می توانند تا به دست آرند.

 

As soon as a man is born he begins to die.

هرکس از لحظۀ تولد خویش

مردن خویش را شروع کند. (آلمانی)

 

Escaping from the smoke he falls into the fire.

از دود گریزد و در آتش افتد.

 

It is a poor heart that never rejoices.

دلک بی نوا و مسکینی است

او که هرگز سرور در وی نیست.

 

What the glass tells you will not be told by counsel.

آنچه را آینه به تو گوید

پندهای کسی نخواهد گفت.

 

One wedding brings another.

یک عروسی دیگری را با خودش می آورد.

 

Bid me and do it yourself.

به بنده امر کن؛ اما

خودت انجام ده آن را.

 

When things are at the worst they will mend.

چیزها در بدترین حالت

خود به خود بهبود می یابند.

 

Che sarà, sarà. – What will be, will be.

می شود آنچه قرار است شود. (ایتالیایی)

 

The bird that can sing and will not sing, must be made to sing.

وقتی که پرنده ای توانست و نخواند

باید که به وی چهچهه را آموزاند.

 

He that makes himself a sheep shall be eaten by the wolf.

هرکه خود را گوسفندی می کند

درنهایت گرگ او را می خورد.

 

Fair fall truth and daylight.

حقیقت و نور روز فرودشان دلکش است.

 

When fortune smiles, embrace her.

بخت وقتی که می زند لبخند

محکم او را بغل بکن فرزند.

 

When all other sins are old avarice is still young.

وقتی که گناهان همگی پیر شوند

آنگاه طمع باز جوان است هنوز. (فرانسوی)

 

Where no fault is, there needs no punishment.

جرم وقتی که نباشد به مجازات نیازی نیست.

 

A good surgeon must have an eagle’s eye, a lion’s heart, and a lady’s hand.

جراح خوب را سه نشان است در بدن:

چشم عقاب با دل یک شیر و دست زن.

 

While the word is in your mouth it is your own; when ’tis once spoken, ’tis another’s.

تا حرف در دهان تو باشد برای توست

وقتی که گفته می شود او مال دیگری است.

 

Every path hath a puddle.

هر جاده چاله چوله ای هم دارد.

 

A nod from a lord is a breakfast for a fool.

بهر آن مرد که او اسکل دیوانه ای است

سر تکان دادن یک لرد چو صبحانه ای است.

 

Who could live without hope?

چه کسی هست کو بدون امید

بتواند که زندگی بکند؟

 

There is an exception to every rule.

هر قاعده ای شامل استثنایی است.

 

It is as great pity to see a woman weep as to see a goose go barefoot.

دیدن گریه کردن یک زن

دردناک است و تلخ و روح گداز

مثل آن موقعی که می بینی

پابرهنه قدم زند یک غاز.

 

The poor must dance as the rich pipe.

پولداران هر مدل نی می زنند

باید آن جوری فقیران قر دهند. (آلمانی)

 

In every country the sun rises in the morning.

خورشید در تمام ممالک سحر دمد.

 

Let him not be a lover who has not courage.

بهل تا عاشق آن یارو نباشد

چنانچه جرئتی در او نباشد.

 

Who has not served cannot command.

او که خدمت ننموده ست به کس

نتواند به کسی امر کند.

 

You put a toom spoon in my mouth.

یک قاشق تهی به دهانم گذاشتی.

 

A good tale ill told is marred in the telling.

قصۀ خوبی که بد تعریف شد

لطفشو از دست داده خود به خود. (لاتین)

 

Bray a fool in a mortar, and you’ll find all of him but his brain.

اسکلی را داخل هاون بکوب

در وجودش هرچه بینی غیر مغز.

 

Physician, heal thyself.

پزشکا، خودت را شفا ده.

 

A cracked bell can never sound well.

یه ناقوس وقتی ترک خورده باشه

صدایی که می ده بد و دلخراشه.

 

Avoid evil and it will avoid thee.

اول از شر تو اجتناب بکن

تا که او از تو اجتناب کند.

 

New things are fair.

چیزهای جدید زیبایند.

 

برگرفته از کتاب فرهنگ ضرب المثل های انگلیسی؛ گردآورنده و مترجم: مهدی احمدی



+ نوشته شده در جمعه 21 دي 1397 ساعت 22:4 توسط مهدی احمدی | | تعداد بازدید : 1

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ

منوی اصلی

تبلیغات

دسته بندی خبر ها

نظر سنجی

درباره ی ما


آرشیو

پیوند های وبلاگ

امار وبلاگ

امکانات


Powered By
rozblog.com

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ beytolqazal محفوظ می باشد.