close
تبلیغات در اینترنت
گلچین ضرب المثل های انگلیسی بخش 23:

خانه | پست الکترونیک | آرشیو

شعر و مطالب ادبی


گلچین ضرب المثل های انگلیسی بخش 23:

گلچین ضرب المثل های انگلیسی

بخش 23:

 

He is an ass himself, who will bray against another ass.

شک نکن هرکسی که با یک خر

کل بیندازد و کند عرعر

خود او هست یک خر دیگر.

 

Tell a lie and find the truth.

دروغی سر هم بکن تا چنین

حقیقت برایت هویدا شود. (اسپانیولی)

 

He stands in his own light.

او زیر روشنایی خویش ایستاده است.

 

Who loves not women, wine, and song, remains a fool his whole life long.

کسی که دوستدار باده و آواز و زن ها نیست

تمام عمر را یک کله پوک خنگ خواهد زیست. (آلمانی)

 

No churchyard is so handsome that a man would desire straight to be buried there.

حیاط هیچ کلیسا چنان مصفا نیست

کسی بخواد همین لحظه توش دفن بشه.

 

Mind your manners.

طرز سلوک خویش را مد نظر داشته باش.

 

He that will too soon be his own master, will have a fool for his scholar.

او که خیلی زود استاد خود است

دارد او شاگرد خنگی زیر دست.

 

One hair of a woman draws more than a team of oxen.

زور یک تار گیسوان زنی

از دو تا نره گاو بیش تر است.

 

Neat but not gaudy.

آراسته، اما نه به طرزی سبک و جلف.

 

Two things doth prolong thy life:

A quiet heart and a loving wife.

عمرت به دو چیز می شود طولانی:

با یک دل آرام و زنی مامانی.

 

A broken friendship may be soldered, but will never be sound.

اگر شکسته شود دوستی، لحیم شود

ولی شبیه همان اولش نخواهد شد.

 

One take-this is better than two thou-shalt-haves.

یک «بگیرش» از دو «باید داشته باشی» سر است.

 

Truth may be blamed, but it cannot be shamed.

گر حقیقت به مذاق تو خوش آید یا نه

می توان سرزنشش کرد، ولی رسوا نه.

 

Snivelling folks always want to wipe other folks’ noses.

دماغ این و آن را پاک کردن

همیشه عشق افراد دماغوست. (فرانسوی)

 

Promising is one thing, performing another.

قول چیزی است، عمل چیز دگر.

 

He is poor that God hates.

وضع آن مرد فلاکت بار است

که خداوند از او بیزار است.

 

The scholar may waur the master.

ای بسا آن کس که شاگردی کند

روی دست اوستاد خود زند.

 

Ignorance is bliss.

جاهلیت سعادت و خوشی است.

 

A guilty conscience never needs an accuser.

وجدان گناهکار که باشد، به هیچ رو

دیگر به بازخواست نیازی ندارد او.

 

Follow not truth too near the heels, lest it dash out thy teeth.

به پروپای حقیقت تو نپیچ

نکند با لگدی دندان هایت را

بزند خرد کند.

 

Better unfed than untaught.

بی غذایی بهتر از بی دانشی است.

 

If you want enemies excel others, if you want friends let others excel you.

هر وقت دشمن خواستی، از دیگران برتر بشو

گر دوست می خواهی، بهل برتر شوند آنان ز تو.

 

Use the means, and God will give the blessing.

استفاده کن از آنچه داری

و خدا هم برکت خواهد داد.

 

Good and quickly seldom meet.

خوب با سریع اغلب جور درنمی آیند.

 

He that mischief hatcheth mischief catcheth.

هرکسی که تخم شر می زاید او

هم به شر خود گرفتار آید او.

 

Light cares speak, great ones are dumb.

غصه های ریزه میزه حرف می زنند

غصه های گنده منده لال می شوند. (لاتین)

 

It is bitter fare to eat one’s own words.

خوردن حرف خودت تلخ غذایی است. (دانمارکی)

 

Our friends are our mirrors and show us ourselves.

دوستان آیینۀ مایند

روی ما در خویش بنمایند.

 

He that loves law will get his fill.

هرکسی عاشق قانون باشد

جیره اش را به تمامی گیرد.

 

The best is the enemy of the good.

بهترین دشمنِ خوب است. (فرانسوی)

 

Finders keepers, losers weepers.

یابنده کسی است کو نگه می دارد

بازنده فقط سرشک غم می بارد.

 

A black plum is as sweet as a white.

آلوی سیاه هم همون اندازه

خوشمزه و شیرینه که آلوی سفید.

 

Every man’s neighbour is his looking-glass.

همسایۀ هر مردی آیینۀ آن مرد است.

 

Who marrieth for love without money, hath merry nights and sorry days.

با عشق و بدون پول مردی که عروسی کرد

در شب طرب و شادی است، در روز دریغ و درد.

 

The darkest hour is before the dawn.

تیره و تارترین ساعت شب

آخرین ساعت قبل از سحر است.

 

Trust your heart.

به دلت اعتماد کن.

 

The bites of priests and wolves are hard to heal.

جای دندان های گرگان و کشیشان هرکدام

دیر و خیلی هم به دشواری بیابند التیام. (آلمانی)

 

Living well is the best revenge.

دلخوش و خوب زندگی کردن

بهترین راه انتقام کشی است.

 

Faint heart is always in danger.

مرد بزدل همیشه در خطر است.

 

He who loves a fair woman has given his purse a purgation.

کسی که دل به زن ناز و خوشگلی داده

به کیف پول خودش قرص مسهلی داده.

 

One honest man scares twenty thieves.

یک نفر آدم شرافتمند

بیست تا دزد را بترساند.

 

Enough is better than too much.

کافی از خیلی زیادی بهتر است.

 

An unbidden guest knows not where to sit.

هرکه بی دعوت به جایی آمده ست

او نمی داند کجا باید نشست.

 

Put a snake in your bosom, and when it is warm it will sting you.

یک مار را بگیر در آغوش خویشتن

وقتی که گرم می شود او نیش می زند.

 

Everything is worth its price.

هر چیز به قیمت خودش می ارزد.

 

برگرفته از کتاب فرهنگ ضرب المثل های انگلیسی؛ گردآورنده و مترجم: مهدی احمدی



+ نوشته شده در جمعه 21 دي 1397 ساعت 22:13 توسط مهدی احمدی | | تعداد بازدید : 1

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ

منوی اصلی

تبلیغات

دسته بندی خبر ها

نظر سنجی

درباره ی ما


آرشیو

پیوند های وبلاگ

امار وبلاگ

امکانات


Powered By
rozblog.com

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ beytolqazal محفوظ می باشد.